عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

924

زبدة التواريخ ( فارسى )

عاصف مبارات كجا يا رد « [ 1 ] » نمود ؟ طپانچه با تيغ و تبرچه دستبرد نمايد ؟ در اين اثنا بر رأى رزين حضرت صاحب قرانى صورتى روى نمود و با امرا و اركان دولت فرمود كه هميشه به سمع ما مىرسيد كه اين مملكت چون در تحت حكم معاويه و يزيد - عليهما اللّعنه « [ 2 ] » - بوده و ايشان هميشه با اهل بيت مصطفى - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - بتخصيص با داماد و برادر رسول - عليه سلام اللّه و صلوته « [ 3 ] » - اعنى امير المؤمنين و امام المتّقين يعسوب المسلمين حبيب حبيب ربّ العالمين اسد اللّه الغالب « [ 4 ] » على بن ابى طالب و فرزندان خاتون قيامت فاطمهء زهرا - سلام اللّه تعالى [ عليهم ] « [ 5 ] » اجمعين - عداوت ورزيده‌اند و آنچه توانسته از جنگ و قتل و اسر دربارهء ايشان به تقديم رسانيده و ناپاكى آن طايفه و بىباكى آن بىدينان نزد اهل اديان بتخصيص اهل اسلام و ايمان چون نافرمانى و استكبار شيطان مشهور و معروف و از شرح و بيان مستغنى « [ 6 ] » و اهل شام در آن معنى با ايشان موافق بوده بر آن اعتقاد ، تعجّب مىكردم كه چگونه طايفه‌ئى از امّت بهترين پيغمبران باشد و به نورهاى « [ 7 ] » هدايت او از ظلمت ضلالت رهيده و از شرك كه زندان دوزخ است به شرف اسلام كه بستان بهشت است رسيده با خاندان او چنين بىادبىها كردند يا « [ 8 ] » كنند ، اكنون آن نقل به تحقيق پيوست چه مىبينيم كه در شهرى بدين عظيمى به‌جهت هوا و هوس خود اين همه عمارات عالى و خانه‌هاى بلند و مواضع خرّم و باغهاى دلگشاى و قصرهاى سر بر آسمان كشيده و گورخانه‌هاى به تكلّف ساخته و به‌جهت حرمهاى مبارك رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « [ 9 ] » - كه اينجا آسوده‌اند نه « [ 10 ] » از روى مروّت و نه از راه ديندارى در اين مدّت هشت‌صد سال تمام « [ 11 ] » هيچ مردى را همّت آن نبود كه بر سر ضريح مبارك ايشان چهار ديوارى برآورد تا به قبّه و عمارات عاليه چه رسد ، همچنان‌كه در خاك نهاده‌اند گذاشته چنانچه از مقابر عوامّ النّاس هيچ امتيازى ندارد ، چگونه بر قومى چنين حضرت عزّت بلا نفرستد و به عقوبت گرفتار نگرداند . « [ 12 ] » پس اشارت فرمود تا بر آن دو مزار دو گنبد عالى بنا كردند و اميرزاده ابا بكر و اميرزاده كريم « [ 13 ] » خليل سلطان بهادر « [ 14 ] » و از امرا نيكوخلق خوش‌خلق « [ 15 ] » امير شيخ

--> ( [ 1 ] ) - ت : تواند . ( [ 2 ] ) - م و ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - « اللّه و صلوته » ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : از « امام المتقين . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 5 ] ) - ت : رضوان اللّه . ( [ 6 ] ) - ت : از « و ناپاكى . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : نور . ( [ 8 ] ) - ت : « كردند يا » ندارد . ( [ 9 ] ) - م و ل : « و سلم » ندارد . ( [ 10 ] ) - م : هم ، ت : ندارد . ( [ 11 ] ) - ت : ندارد . ( [ 12 ] ) - ت : نكند . ( [ 13 ] ) - ت : ندارد . ( [ 14 ] ) - ت : ندارد . ( [ 15 ] ) - ت : « نيكوخلق خوش‌خلق » ندارد .